با سوگند شروع می کنیم ، با امید ادامه می دهیم و
آرزوداریم با وصال ختم شود ....
سوگند می خوریم به زیبایی عشق پاک که
دل از هم نگیریم ، که لحظه ای از یاد یکدیگر
غافل نشویم ، که برای هم باشیم و به
یاد هم ، که دوست داشتن را از یاد نبرده
و با آمدن هر سپیده و شروع هر روز به یاد
یکدیگر چشم به جهان بگشاییم ....
و در
آخر سوگند به عشق که در غم و شادی با هم باشیم و شریک هم
امسال سالگرد وبلاگم با اتفاقاتی همراه بود که این سالگرد رو برای من متفاوت تر کرد
طوری که تمام زندگیم دچار دگرگونی شد
آره...
بلاخره تونستم توانی را در خودم ایجاد کنم برای بدست آوردن عشقی که منو دوباره احیاء کرد، با ورودش به زندگیم روح دوباره ای دمید در جان بی روح من.
چند وقت پیش بطور رسمی عشقم رو از خانوادش خواستگاری کردم که طی رفت و آمدی، آنها با ورود من به جمع خانواده شون موافقت کردند.
آره ...
وارد مرحله جدیدی از زندگی شدم که در آن زندگی به رنگی دگر برایم در آمده است.
آره.............

اینم سالگرد وبلاگم با بهترین خاطره زندگیم

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
و من با نخستین نگاه تو آغاز شدم...




