Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
باور ندارم که دیگه نیستی!  چاپ
تاریخ : سه شنبه 19 تیر ماه سال 1386



تو نمیدونی من چه کشیدم وقتی که گفتی تورو نمیخوام
باو ر ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام
یه شاخه گل و یه قصه تلخ وقتی که گفتی تورو نمیخوام
خیال می کردم میخوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دست های خسته دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات چشمهای سیاهت زد زیره دلت دستامو بسته
شاید یه حسود چشمون زده بگو کی ما رو تنهایی دیده
ولی میدونم تو آسمونها قصه ما رو یکی شنیده
تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت میمونم پیشت میمونم
باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو میخونم


http://images.veer.com/IMG/PIMG/PHP/PHP1540001_P.JPG