قلب من !!! چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 فروردین ماه سال 1386
دوباره قلم به دست می گیرم تا بنوسم برای تو ... تویی که فقط و فقط با یاد تو روزگارم به آرامش می رسد.
قلبم کوچک تر از آنی است که ظرفیت خوبی های تو را داشته باشد .اما در سکوت پر از فریاد خودم می گریم و می گویم با همین قلب کوچک ،به وسعت تمام خوبی ها و سادگی هایت دوستت دارم.
در خلوت تنهایی مرگبار خود فریاد زدم.دستم را زیر پلک هایم بردم.
با انگشتان لرزان خودم جوهری از ناب ترین قطرهای اشک دیده ام را بر روی صفحه سفید و دست نخورده قلبم کشیدم و آرام گفتم :دوستت دارم و در حسرت دیدارت یک آسمان اشک در سینه دارم .




