عمو عبّاس ، علمت کو ؟ عموی خوبم            عمو عبّاس ، تو نرو تا که پا نکوبم           عمو عبّاس ، بی تو قلب حرم می گیره.......


۵۰۰۰ جلد کتاب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 9 اسفند ماه سال 1383ساعت 03:36

می گریزم

از سکوت خاکستری

پر می کشم

به سرزمین طلوع

آنجا که همیشه

متورم می شود

نوک سینه ی کوهش

از داغ خورشید

و ابر خجالتی

رها می کند تنش را

در آغوش باد

آنجا

که های و هوی آدم ها

موسیقی زمان است

آنجا که دوستی

تعارف می شود

و خیال های سرد

نفس می کشند پشت نر ده ها

آنجا که هنوز

سیاهی از رنگ آبستن است

و کلاغ

آن گونه طبیعت را فریاد می زند

که من لمس اوج را

ای کاش

بالای آن کوه

روسریم را  

به باد بدهم

تا ببوسد گونه هایم

نارنجی نور را...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

template designed by ashegh-80