خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
عرض تسلیت  چاپ
تاریخ : شنبه 29 اسفند ماه سال 1383


for :  www.khodaei.blogsky.com 

گفتم که پدر رفتی و تدبیر نه این بود                         گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود                       گفتا که مگو مصلحت حق در این بود

**************************************

 

خدایی عزیز ،

                درست است که مدت کوتاهی است در جمع خانواده بلاگ اسکایی ها هستی ، امّا ما را در غم

                خودشریک بدان ، یقین بدان که دعای همگی ما در جهت مصلحت حق قرار گرفت و دست تقدیر

                اینگونه ورق زد .

                شاید زمانی  که  عکس ها  را  در  وبلاگت قرار داده بودی انتظار دیگری از ما دوستانت داشتی  ،

                دعای خیری ، آرزوی شفایی ، امّا ... .

                

 

 

             شاید که بگویی که سزاوار  نبود ، چنین زود رود او

                                                              امّا  که بدان مصلحت حق در این بود

 

 

  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند ماه سال 1383

سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی

 

دست در دستان تو دارم همی
دوستت چون جان خود دارم همی
دوری از من خواب می‌بینم تو را
عاشقانه اندر آغوشت، می‌گریم همی
در خیالم جلوه‌‌ی رویای توست
روز هم گویی که در خوابم همی
یادم آید روزهای خستگی
خستگی‌را  دستت آمد مرحمی
از تمام زندگی نالان بدم
زندگی را تا همیشه همدمی
این خیالی خام بود آه ای دریغ
کردیم افسون و اکنون بی غمی
سر به بالش می‌گذارم بی گناه
خواب در چشمانم نمی‌آید همی
خواب را بر بستر گرمم صدایش می‌کنم
در دو چشمش راز ها بینم همی
خاطراتی در میان کوچه باغ
اشک در چشم همچو خون آمد همی

  چاپ
تاریخ : یکشنبه 16 اسفند ماه سال 1383

قالب جدید
برای دیدن و گرفتن کد
اینجا مراجعه کنید

دریایی

نمونه ای از قالبهای عاشق- ۸۰  چاپ
تاریخ : شنبه 15 اسفند ماه سال 1383

جهت بهتر شدن قسمت قالبها لطفا نظراتتونو از من دریغ نکنید 
برای دیدن و گرفتن کد  قالبها اینجا کلیک کنید


سبز

  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند ماه سال 1383
برای او که مهربانترین است

قدم زنان

در خیابانی بلند

که انتهایش بی نشان بود

که درختان بلند٫ بلندتر از افکار من

در بلندای خیابان

سر به شانه یکدیگر گذاشته اند

خیابان را یک رنگ سبز می نمود

دست در جیب٫ سر به هوا

اشک٫جاری

در فکر حرفهایش بودم

میرفتم٫بدون آنکه بخواهم بروم

از پشت پرده اشک ها دیدم.......

قاصدکی آمد

در خیالم گفتم

گاه یک قاصدک به تو دل می بندد

و گاه تو به یک قاصدک

گاه در کنار هم میشوید ما

گاه بدون هم میشوید من تنها

قاصدک خبرم داد

خبر از بی خبری

خبر از عشق

خبر از من

خبر از تو

خبر از ما

گفت از ارزش دل

گفت از قیمت عشق

گفت از .......

گفتم کی و کجا

گفت الان

و در آن لحظه

قلبم را به ضرب سکه ی عشق سپردم

و به دیواره ی قلبم اسمی حک کرد.ای چنین

اولین عشق..... 

  چاپ
تاریخ : یکشنبه 9 اسفند ماه سال 1383

می گریزم

از سکوت خاکستری

پر می کشم

به سرزمین طلوع

آنجا که همیشه

متورم می شود

نوک سینه ی کوهش

از داغ خورشید

و ابر خجالتی

رها می کند تنش را

در آغوش باد

آنجا

که های و هوی آدم ها

موسیقی زمان است

آنجا که دوستی

تعارف می شود

و خیال های سرد

نفس می کشند پشت نر ده ها

آنجا که هنوز

سیاهی از رنگ آبستن است

و کلاغ

آن گونه طبیعت را فریاد می زند

که من لمس اوج را

ای کاش

بالای آن کوه

روسریم را  

به باد بدهم

تا ببوسد گونه هایم

نارنجی نور را...

  چاپ
تاریخ : دوشنبه 3 اسفند ماه سال 1383

عاشق، زمزمه می کند، فریاد نمی کشد.

 

 

 

-         در باختن هم واژه عشق را باید یافت.

 

-         هنر، آفرینشی عاشقانه است.

 

-         چرا عشق به دیگری، چیزی از تن نخواهد؟ استاد من- فروزان فر- می فرمود: دو نیمه یک سیب، اگر بخواهند کاملا یکی شوند، باید که هیچ فاصله یی

             بین خود باقی نگذارند.

 

-         عشق، نافی شباهت است، شباهت، پایان عشق.

 

-         هیچ چیز همچون صدایی که به خانه همسایه می رود، همسایه را از سستی بنای خانه ما، و از واماندگی های طاقت سوز ما آگاه نمی کند. فریاد، مثل  

             گرد زغال، روی اشیاء خانه می نشیند و زندگی را کدر و بدرنگ می کند. عاشق، زمزمه می کند، فریاد نمی کشد.

 

-         یک زن، که می داند عاشقی دارد، شاید تنها عیبش این باشد که به عاشق، هیچ فرصتی نمی دهد.

 

-         پناه سپر است. عشق جنگی ست بی سپر. عاشق، سپر انداخته می جنگد.

 

-         می توان به سادگی عاشق شد اما عشق، ساده نیست.

 

-         عشق، محصول ترس از تنها ماندن نیست. عشق، فرزند اضطراب نیست. عشق، آویختن بارانی به نخستین میخی که دستمان به آن می رسد نیست.

             عشق، یک توهم بازیگوشانه تن گرایانه نیست.

 

-         عاشق، تکدی نمی کند. عاشق، حقارت روح را تقبل نمی کند. عاشق، تن به اعتیاد نمی دهد. عاشق، سرشار است از سلامت روح، و ایمان.

 

 

و من:

  

عاشق خودنمائی نمی کند، عشق را فریاد نمی زند، عمل می کند به مهربان بودن، به آرام   بودن، آرامش دادن، خودخواه نبودن، به عاشق بودن. عاشقی تمام کردن رفاقت است در حق معشوق حتی بی هیچ نصیبی.

  چاپ
تاریخ : شنبه 1 اسفند ماه سال 1383