Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
راه ‌های مبارزه با فیلترینگ  چاپ
تاریخ : شنبه 24 مرداد ماه سال 1383

راه ‌های مبارزه با فیلترینگ

فیلترینگ مسئله‌ی مهمیه، نه؟

حتما مهمه که همه دارن راجع بهش صحبت می‌کنن دیگه، فرقی هم نمی‌کنه که کاربر

اینترنت باشن یا نه.

تو همون بحثایی که از سیاست کلان خارجی ایران و موضع سران کشورهای

غیرعضو اپک در برابر کاهش فیمت نفت برنت دریای شمال شروع می‌شه و با

تفاوت اندیشه‌های چپ طرفدار لنینیسم با راست سنتی ادامه پیدا می‌کنه و دست آخر به

مصدومیت علی دایی و قیمت پیاز ختم می‌شه، فیلترینگ هم جایگاه خاص خودش رو

داره! اما نکته‌ی جالب اینه که کسی هنوز نمی‌دونه که فیلترینگ یعنی چی و از کجا

اومده...

فیلترینگ از جمله هنرنمایی‌ها و شیرین‌کاری‌های حیوان عظیم‌الجثه و طوسی‌رنگی

است به نام فیل که خاستگاه آن شبه‌قاره‌ی هندوستان است( بخوانید می‌باشد!). ریشه‌ی

اصلی کلمه فیل‌تر بوده که نوع پیشرفته‌ی چس فیل است اما به مرور زمان وقتی که

این هنر اصیل هندی از کشورهای مختلف جهان عبور کرده و به ایران‌زمین رسیده به

فیلتر تغییر هویت داده است و اتفاقا بعد از این اتفاقات، یکی از کشورهایی که از آن

خیلی استقبال کرد، همین ایران خودمان است( بخوانید می‌باشد!).

به‌هرحال این حق طبیعی هر کشوری است که به فراخور حال خود از هنرنمایی فیل‌ها

بهره‌مند شود؛ نیست؟!

ولی اصولا با هنرنمایی و شیرین‌کاری‌های فیل‌ها می‌توان مبارزه کرد؛ برای مثال این

ذرت‌های جدید که در لیوان عرضه می‌شود و جدیدا هم خیلی مد شده یک مبارزه‌ی

جدی مدنی با چس فیل است! ما هم می‌توانیم همین کار را در برابر فیل‌تر انجام بدیم

که به همین منظور راه‌های زیر به صورت کاملا برادرانه پیشنهاد می‌شود:

1) خودمون بشینیم یه لیست تهیه کنیم و ابلاغ کنیم به نهادهای ذی‌ربط!

2) کمک کنیم که اینترنت زنونه- مردونه بشه!

3) تا به حال دو تا تیم سه‌نفره تشکیل شده، ماهم یک تیم سه‌نفری تشکیل بدیم و وایستیم

تیم بعد، دیواری هم اوته!

4) در رده‌های مختلف سنی تیم تشکیل بدیم و برای هر کدوم از تیم‌های جوانان، امید و

بزرگسالان مربی خارجی بیاریم!

5) حکومت نظامی اعلام کنیم که اجتماع بیش از دونفر ممنوع شه، بعدش اعضای

اون کمیته‌ی سه‌نفره دیگه نمی‌تونن دور هم جمع بشن و کمیته منحل می‌شه!

6) فشاربدیم تا دست بکشن!

7) تروجان ببندیم به خودمون و با رمز یاگوگل بپریم تو اینترنت!

8) سایتمون رو جلوی سفارت انگلیس آتیش بزنیم!

9) هرکی هر سایتی هک کرد ما مسئولیتش رو به عهده بگیریم یا خودمون بریم سایت

هک کنیم و بندازیم گردن آسپیران غیاث‌آبادی!

10) یه نامه‌ی عاشقانه به خاویر پرز د کوئیار بنویسیم و ازش خواهش کنیم که با

استفاده از روابطش از کوفی عنان خواهش کنه!

11) با فلش و هر برنامه‌ی دیگه کاری بکنیم که سایتمون بلرزه، بعد یه ستاد بحران

تشکیل بدیم که به کمک آسیب‌دیدگان سایت‌لرزه بیاد!

12) از ستاد بحران بخوایم که به همهی اونایی که هیت سایتشون اومده پایین کمک

کنه؛ مثلا یه گروه صد‌نفری رو مامور کنه که هی Ctrl+F5 (بخوانید Refresh)

بگیرن!

13) فقط اون دسته از مسافران عزیزی که کش شلوارشون شل شده کمربندهای خود

را سفت ببندند!

14) ایستگاه آزادی کسی پیاده نمی‌شه؟ نبود؟! ایستگاه بعدی شوشه‌ها...

15) الکی ذرت پرت نکنیم!

16) سعی کنیم منطقی باشیم!

17) توکل کنیم به خدا و دل به کار بدیم!

18) آدم ضایع تو جلسه راه ندیم!

نتیجه گیری 1): زنده باد زاپاتا

نتیجه گیری 2): زنده باد مخالف من

نتیجه گیری 3): زنده بادیه زنده باد... بدو بدو... خونه‌دار و بچه‌دار زنبیل رو بردار

و بیار...

  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد ماه سال 1383

 

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

شبی که من و نازی با هم مُردیم  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد ماه سال 1383

شبی که من و نازی با هم مُردیم

شعری از زنده یاد حسین پناهی

HydroForum® Group

نازی : پنجره را ببند و بیا تا بمیریم عزیز
من : نازی بیا
نازی : می خوای بگی تو عُمق شب، یه سگِ سیاه هست
که فکر می کنه و رازِ رنگِ گل ها رو می دونه
من : نه، می خوام برات قسم بخورم که اون پرندگان سفید
سرودای یه آدمندـ نگاه کن
نازی: یه سایه نشسته تو ساحل
من : منتظر یه ابلاغه تا آدما را به یه سرودِ دستجمعی دعوت کنه
نازی : غول انتزاع است ـ آره
من : نه دیگه ـ پیامبر سنگی آوازه ـ نیگاش کن
نازی : زنش می گفت ذلّه شدیم از دست درختا
راه می رن و شاخ و برگشونو می خوان
من : خوب حق دارند، البته اون هم به اونا حق داره
نازی : خوب بخره ، مگه تابوت قیمتش چنده
من : بوشو چیکار کنه پیرمرد باید که بوی تازهء چوب بده یا نه
نازی : دیوونه ست
من : شده ، می گن تو جشن تولّدش دیوونه شده
نازی : نازی - چه حوصله ای دارند مردم
من : کپرش سوخت و مهمانانش پاپتی پا به فرار گذاشتند
نازی : خوشا به حالش که ستاره ها را داره
من : رفته دادگاه و شکایت کرده که همهء ستاره ها را دزدیدند
نازی : اینو تو یکی از مجلات خووندم
عاشقه
من : عاشق یه پیرزنه که عقیده داره دو دوتا پنشتا می شه
نازی : واه ـ من سه تا شو شنیدم ـ فامیلشه
من : نه ـ یه سنگه که لم داده و ظاهرا گریه می کنه
نازی : ایشاالله پا به پای هم پیر بشین ـ خورد و خوراک چیکار می کنن
من : سرما می خورن
مادرش کتابا را می ریزه تو یه پاتیل بزرگ و شام راه می اندازه
نازی : مادرش سایهء یه درخته
من : نه یه آدمه که همیشه می گه : تو هم برو ـ ـ ـ تو هم برو ـ ـ ـ
من : شنیدی
نازی : آره صدای باده ـ داره ما را ادامه می ده ـ پنجره را ببند
و از سگ هایی برام بگو که سیاهند
و در عمق شب ها فکر می کنند و راز رنگ گل را می دانند
من : آه نرگس طلائیم ـ بغلم کن که آسمون دیوونه است
من : آه نرگس طلائیم، بغلم کن که زمین هم ـ ـ ـ



ـ ـ ـ و این چنین شد که
پنجره را بستیم و در آن شب تابستانی ، من و نازی با هم مُردیم
و باد حتی ، آه نرگس طلائی ما را
با خود به هیچ کجا نبرد

روز مادر مبارک  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 15 مرداد ماه سال 1383

HydroForum® Group

  چاپ
تاریخ : شنبه 10 مرداد ماه سال 1383
HydroForum® Group 
آداب ایمیل نوشتن و پاسخ به آن  چاپ
تاریخ : سه شنبه 6 مرداد ماه سال 1383

آداب ایمیل نوشتن و پاسخ به آن

با توجه به اینکه دریافت و فرستادن ایمیل یکی از کارهای روزمره شده و استفاده از این تکنولوژی بنوعی نمایش دهنده شخصیت ماست، لازم دیدیم که نکاتی را برای دوستان شرح دهیم تا در مکاتبات خود دقت بیشتری نموده و احتمال موفقیت در کارهای خود را افزایش دهند.

۱ – ایمیل باید کوتاه، مختصر و واضح باشد. از حاشیه پردازی و داستانسرایی پرهیز شود و جملات با گذاشتن نقطه از هم جدا شده و هر پاراگراف حداکثر ۱۰ سطر باشد.

۲ – عنوان نامه (Subject) - بخصوص با زیاد شدن هرزنامه ها که به همگان ارسال میشود - بسیار مهم است که میتواند باعث خواندن و یا نخوانده پاک کردن آن توسط گیرنده شود. عنوان نامه باید بقدری گویا باشد که گیرنده هرگاه آنرا دید، به محتوای نامه پی ببرد. توجه داشته باشید که ایمیل بدون عنوان (None) بدترین نوع ایمیل است که اکثرا توسط سیستم - بصورت اتوماتیک - و یا گیرنده حذف میشوند.

۳ – چنانچه به خط و زبان لاتین ایمیل مینویسید، از نوشتن تمام کلمات بصورت حروف بزرگ (Capital) خودداری کنید. این کار در نگارش مانند فریاد زدن در گفتار است که نوعی بی ادبی تلقی میشود. ایمیل باید محترمانه و با حروف عادی نوشته شود.

۴ – هر چند که در ایمیلهای دوستانه شکلکها (Smiley) حالتی خودمانی و مهربان ایجاد میکنند ولی از بکار بردن شکلک در ایمیلهای اداری جدا بپرهیزید زیرا باعث پ برداشتی اشتباه از شخصیت شما در نزد گیرنده میشود.

۵ - هنگامی که برای گروهی از دوستان یک ایمیل ارسال میکنید، دیدن آدرس دیگران در متن آن چندان جالب و مودبانه نیست. برای پیشگیری از این حالت، به راهنمای بخش Bcc در نرم افزار مدیریت ایمیل خود مراجعه کنید.

۶ – در نامه های اداری و شغلی، نوشتن آدرس و شماره تلفن (Contact information) شما بسیار الزامی است تا در صورت نیاز، گیرنده بتواند براحتی با شما تماس بگیرد. بطور کلی نمایش و ارائه اطلاعات بیشتر برای دسترسی به شما باعث افزایش اعتبار شماست ولی دقت کنید که این توضیحات هرگز نباید طولانی تر از متن نامه باشد.

۷ – نگارش و دستور صحیح زبان را رعایت کنید که در غیر اینصورت گیرنده این کار شما را نوعی بی توجهی و بی احترامی نسبت به خود ارزیابی میکند.

۸ – به تمامی ایمیلهایی که دریافت میکنید حداکثر تا ۲۴ ساعت باید پاسخ بدهید. در صورتی که برای مدتی در تعطیلات هستید و یا دسترسی به اینترنت ندارید، قسمت پاسخ خودکار را در سیستم ایمیل خود فعال کنید تا فرستندگان از دریافت ایمیل خود توسط شما اطمینان حاصل کنند.

۹ – چنانچه در نرم افزارهای مدیریت ایمیل به نامه ای که میفرسید علامت حق تقدم اضافه کنید، گیرنده شکلکی در کنار ایمیل خود دریافت میکند که او را از اولویت این نامه خبردار میکند. این کار باعث ایجاد بی نظمی و جو عدم اعتماد نسبت به شما میشود. تو جه کنید که تمامی ایمیلهایی که دریافت میشوند به یک اندازه اهمیت دارند.

۱۰ – با توجه به اینکه ویروسها از طریق پیوست (Attachement) کامپیوتر ها را آلوده میکنند، فرستادن پیوست بدون هماهنگی با گیرنده ممکن است از سوی گیرنده گستاخی تلقی شود پس بهتر است نخست از او پرسید که آیا مایل بدریافت پیوست هست یا خیر؟ و سپس برایش نامه با پیوستی که حداکثر یک مگابایت است فرستاده شود. بسیاری از وب سایتها امکان دریافت نامه های پر حجم تر را ندارند

  چاپ
تاریخ : شنبه 3 مرداد ماه سال 1383

* زنه میره پیش کشیش محلشون، میگه: پدر، من یک مشکل بزرگ دارم! کشیشه میگه: مشکلت چیه فرزندم؟ زنه میگه: پدر من دو تا طوطی ماده دارم که فقط بلدن یک جمله بگن، اونم اینه که: سلام، ما دو خیلی حشرییم! میخواین با هم یک حالی بکنیم؟ من هرکار از دستم بر میومده کردم، ولی این دوتا این عادتشون رو ترک نمیکنن. کشیشه کف میکنه، میگه: والله راه حلی به ذهنم نمیرسه، ولی من یک دوستی دارم که چندتا پرنده داره، شاید اون بتونه مشکلت رو حل کنه. خلاصه کشیشه میره با دوستش مشورت میکنه و قرار میشه که طوطیا رو بیارن بگذارن تو قفس طوطیِ نر دوستش که یارو بهش یاد داده بوده انجیل بخونه و خیلی پرهیزکار بوده، بلکه طوطی‌های خانم به راه راست برگردن! خلاصه طوطی‌های گمراه رو میگذارن تو قفس طوطیِ پرهیزگار، طوطی لاشیا میبینن گوشه‌ی قفس یک طوطی نشسته با عینک ته استکانی داره با صدای بلند انجیل میخونه! خلاصه کف میکنن، ولی به روی خودشون نمیارن و دوباره شروع میکنند همون جمله همیشگیشون رو تحویل میدن که: سلام، ما دو خیلی حشرییم! میخوای با هم یک حالی بکنیم؟ اینو که میگن، طوطی نره انجیلش رو میبوسه آروم میگذاردش زمین، یک نگاهی به بهشون میکنه، میگه: سبحان الله! بالاخره خدا دعاهامو مستجاب کرد!!!





* ترکه میره دکتر، از دکتره میپرسه: آقای دکتر، فکر میکنی من صد سال زندگی کنم؟ دکتره میگه: خوب بستگی داره. ترکه میپرسه: یعنی چی آقای دکتر،‌ به چی بستگی داره؟ دکتره میپرسه: ‌ببینم تو سیگار میکشی؟ ترکه میگه: نه. دکتره میپرسه: عرق می‌خوری؟ ترکه میگه: نه بابا آقای دکتر، این حرف‌ها چیه؟‌ دکتره میپرسه: تریاک می‌کشی؟ ترکه میگه: نه بابا تریاک چیه؟ دکتره میپرسه: خانوم بازی میکنی؟ ترکه میگه: نه بابا زشته آقای دکتر! دکتره میپرسه: ببینم جلق چی؟ جلقم نمیزنی؟ ترکه سرخ میشه، میگه: نه آقای دکتر، من غلط بکنم! دکتره شاکی میشه،‌ میگه: پس آخه کسخل، میخوای صد سال زنده باشی چه گـُهی بخوری؟

 جاهله میره آمپول بزنه، تزریقاتیه ازش میپرسه: چپ بزنم یا راست؟ جاهله میگه: داداش این کو. ما رو سیاسی نکن! همون وسط بزن بریم!

 

استاده سر کلاس همش جکهای ک دار تعریف میکرده. یه روز که یکی از اون جکهای ناجور میگه دخترها اعتراض میکنن و میگن که اگه یه بار دیگه استاد از این جکها بگه کلاسو ترک میکنن. هفته بعد استاد به محض اینکه میاد تو میگه (فهمیدین جنده تو هند کم شده؟) دخترا که فکر کرده بودن استاد دوباره میخواد از اون جکها بگه پامیشن برن بیرون، که استاد میگه: خانوما اصلا عجله نکنید پرواز تهران دهلی فرداست.

 یه طوطی بوده که یه روز میره و به چند تا طوطی قزوینی حال میده از قضا صاحب طوطیه می‌فهمه و اونقدر با چوب می‌زنه تو سرش که تمام پرای سرش میریزه و کچل میشه. چند وقت بعد که صاحب طوطی عروسی داشته این طوطی رو میزاره دم در ورودی و بهش میگه که به مردا بگو برن طرف راست و به زنها بگو برن طرف چپ. چند دقیقه بعد یه دسته مهمون میرسن که چند تاشون کچل بودن طوطیه به مهمونا میگه آقایون بفرمایید سمت راست، خانومها بفرمایید سمت چپ و به کچلها  میگه شما کونیها
 هم صبر کنید تا صاحبم بیاد تکلیفتونو مشخص کنه.


 به زن بکهام میگن چرا زن دیوید شدی؟ میگه همش تقصیر این فردوسی‌پور، اینقد گفت (چه میکنه این بکهام) که من هم هوسی شدم!!

 



ترکه سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که از اینا چهارتا دارم!!!

 



 یک بابایی میخوره زمین دستش پیچ میخوره، منتها کون گشادیش میومده که بره دکتر نشونش بده. خلاصه دستش یک مدت همینجور درد میکرده، تا یک روز رفیقش بهش میگه این داروخونة سر کوچه یک کامپیوتر آورده که صد تومن میگیره، سر سه سوت هر مرضی رو تشخیص میده. یارو هم میگه: خوب دیگه صد تومن که پولی نیست، بریم ببینیم چه جوریاست. خلاصه میره اونجا، میبینه یک دستگاه گنده گذاشتن، جلوش یک شکاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسکناس صد تومانی وارد کنید. یارو یک صد تومنی میگذاره، یهو یک چیز قیف مانند میاد بیرون، میگه: نمونة ادرار! طرف هم با خجالت میکشه بیرون و میشاشه تو جناب قیف. بعد از دو سه دقیقه تلق تولوق و بوق بوق، کامپیوتره یک تیکه کاغذ میده بیرون که روش نوشته بوده: یکی از تاندنهای دست شما پاره شده. باید یک هفته ببندینش و باهاش کار سنگین نکنید تا خوب شه. یارو کف میکنه که این لا مصب اینهمه چیز رو چطور از شاش آدم میفهمه؟! خلاصه کرمش میگیره که ببینه میشه گولش زد یا نه. فرداش یک شیشه مربا ورمیداره، تا نصف توش آب شیر میریزه، بعد میده سگش توش بشاشه، یک دونه از آدامسای دخترش رو هم میندازه توش، آخر کاری هم یک تریپ جلق میزنه، یکم از آب کیرش رو اضافه میکنه به معجون، بعدم میره همون داروخونه، معجونش رو میریزه به جای نمونه ادرار. کامپیوتره یک 15 دقیقه قیژ قیژ و دلنگ دلونگ میکنه، بعد یک کاغد چاپ میکنه میده بیرون که روش نوشته بوده: آب شیرتون آهک داره، باید لوله کش بیارید درستش کنه. -سگت قلبش ناراحته، همین روزها تموم میکنه. -دخترت حاملست، باید بری خر پسر طبقه پایینی رو بگیری. -درضمن اگه بخوای همینجوری یک بند جلق بزنی، تاندن دستت هیچ وقت خوب نمیشه!!!

 دختره تو مهدکودک از خانوم مربیش میپرسه: خانوم محمدی، دختر هیجده ساله بچه دار میشه؟! مربیه میگه: آره خوب. دختره هم سرشو تکون میده میره پی بازیش. بعد از ده دقیقه دوباره میاد میپرسه: دخترِ چهارده ساله چی؟! معلمه تعجب میکنه میگه: آره شاید بشه، واسه چی میپرسی؟ دختره میگه: همینجوری، و میره پی بازیش. یک ربع بعد دوباره برمیگرده، میپرسه: بچه پنج ساله چی، بچه دار میشه؟! معلمه کف میکنه، میگه: نه عزیزمن، تو اصلاٌ با این حرفها چیکار داری؟! یهو یکی از پسرا از عقب داد میزنه: دیدی بچه ننه! نگفتم خطری نداره؟!!


 تو مهدکودک بحث این بوده که بچه‌ها نباید وسایل رو بکنن تو دهنشون، معلمه میگه: خوب بچه‌ها، چند تا چیز بگین که تو دهن جا میشه و باید مواظبشون باشیم. یک بچه پا میشه، میگه: پاک‌کن.. معلمه میگه: آفرین.. دیگه چی؟ یکی دیگه پامیشه، میگه: تراش. به همین منوال، تا یکی بلند میشه، میگه: لامپ! معلمه میگه: حسن جان لامپ که تو دهن جا نمیشه. حسن میگه: نه خانوم معلم... من خودم شنیدم بابام دیشب به مامانم می‌گفت: پاشو اون لامپ رو خاموش کن، میخوام بگذارم دهنت!!!

 


* دختره میره پیش کشیش محلشون، میگه: پدر من گناه کردم! کشیشه میگه: چیکار کردی فرزندم؟ دختره میگه: من به یک مرد گفتم کس عمت! کشیشه میگه: آخه برای چی؟ دختره میگه: آخه دستشو گذاشته بود رو پام. کشیشه دستشو میگذاره رو پای دختره، میگه: اینطوری؟ دختره میگه: آره پدر. کشیشه میگه: دخترم آخه آدم که واسه همچین کاری به کسی نمیگه کس عمت! دختره میگه: آخه پدر بعد اونیکی دستشو گذاشت رو سینم. کشیشه دستشو میگذاره رو پستونای یارو، میگه: اینجوری؟ دختره میگه: آره پدر. کشیشه میگه: ولی آخه اینم دلیل نمیشه که آدم به بندة خداوند بگه کس عمت! دختره میگه: آخه بعد لباسامو دراورد. کشیشه لباسای دختره در میاره، میگه: اینجوری؟ دخره میگه: آره پدر. کشیشه میگه: واسه اینکار هم آدم به برادر دینیش نمیگه کس عمت! دختره میگه: آخه بعد اونکاری که تو ده فرمان خداوند ممنوع کرده زن و مرد نا محرم باهم بکنند رو با من کرد! کشیشه میگیره ترتیب دختره رو دستتاٌ میده، میگه: این ریختی؟! دختره میگه: بعله پدر. باز کشیشه میگه: ولی آخه این هم دلیل نمیشه که آدم به یکی از اشرف مخلوقات بگه کس عمت! دختره میگه: ولی پدر، آخه طرف ایدز داشت! کشیشه میگه: ای کس عمش.






فال حافظ  چاپ
تاریخ : جمعه 2 مرداد ماه سال 1383




نیت کنید وفال بگیرید

برنامه  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 1 مرداد ماه سال 1383
سلام به همه دوستان عاشق

می خوام خلاف جریان سایت  یه برنامه برای دانلود به شما ها معرفی کنم

نمیدونم تا حالا  باهاش برخورد داشتین یانه .(این برنامه خیلی قدیمیه ولی تازه آیکون

های جدیدی اضافه کرده که بسیار جالبه)
 
این برنامه ی بسیار زیبا  شکلکهای موس رو عوض میکنه ؛ شکلکهای بسیار جالب

برای yahoo masenger داره ؛ محافظ صفحه نمایش و ....

بهتون پیشنهاد میدم حتما دانلودش کنین

برای گرفتن برنامه اینجا کلیک کنین
  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 1 مرداد ماه سال 1383

می دونی؟
آسمون همیشه آبی نیست،
همیشه هم صاف نیست
گاهی ابریه و گاهی بارونی
و از آسمون همیشه هم بارون نمی باره

خب،
این طبیعتشه
ولی همون موقعهایی هم که داره بارون می باره، برو بشین پای درد و دل آسمون
ببین چی می گه؟! چرا داره گریه می کنه، دلتو بده به آسمون و عوضش ازش چندتا ستاره بگیر

می دونی؟
گاهی آسمون پر ستاره است،
ولی یه ستاره میون اون ستاره ها، بزرگتر، قشنگتر و درخشانتره
اون ستاره ی "تو" ء من
اسمشو گذاشتم ستاره ی "تو

می دونی؟
وقتی با ستاره ی "تو" حرف می زنم، وقتی بهش خیره می شم یا بهش چشمک می زنم، همیشه ازم یه چیزی می پرسه
می گه: "دوستم داری؟
منم می گم: "دوستت دارم
ولی دیشب از من یه سوال دیگه پرسید.
گفت: "تو چرا هیچ از من نمی پرسی که دوستت دارم یا نه؟
منم ازش پرسیدم: "تو چی؟ دوستم داری؟
می دونی چی گفت؟
گفت: "قلبتو بده
گفتم: "چه جوری؟"
گفت: "چشماتو ببند، یه نفس عمیق بکش و خودتو رها کن. قلبت پرواز می کنه و خودش میاد پیشم.
منم همون کاری رو کردم که ستاره گفت. ستاره قلبمو گرفت و روش یه چیزی نوشت و بعد پَسِش داد.
می دونی چی نوشته بود؟
نوشته بود: "دوستت دارم
نوشته ی ستاره ی "تو" رو قلبم موند. هنوزم هست. تا آخرم می مونه
چرا؟
چون بهم گفت: "حقیقت هیچ وقت نابود نمی شه! چون چیزی است که باید وجود داشته باشد.

راستی
بیا ایندفعه که داره بارون میاد بریم پشت پنجره و به درد و دل آسمون گوش کنیم.
وقتی شب می شه، بیا دو تایی به ستاره ها نگاه کنیم
وقتی می خواهیم بخوابیم بیا با هم به ماه شب بخیر بگیم.
و وقتی صبح می شه، بیا طلوع خورشید رو که پر از عشق با هم نگاه کنیم.
باشه که عاشق بمونیم! تا آخرش