Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
عشق  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 بهمن ماه سال 1382

For all of mistress & lovers

HydroForum® Group


درخت
باد را احساس کرد
و آشفته تر از پیش
تنهایی خود را با او در میان گذاشت
آسمان غرید که عشق
دیگر جز تکرار بیهوده ی تنهایی نیست
و به هر دو
اندوه گریست…
فقط برای کسانیکه معنی عشقو فهمیدن:


وقتی که رفتم؛ تازه تو میفهمی عاشقی چیه!
می شناسی عشقو بعدمن؛ میفهمی عاشقت کیه!
عاقبت ازغصهء تو نقش تو قصه ها می شم
میرم و پیدام نمیشه؛تنها مثل خدا می شم
وقتی که من عاشق شدم؛ با همه بود و نبود
تو خوابو تو بیداریام؛نقش دو تا چشم تو بود
من همه جا کنار تو؛سایه به سایه؛کوه به کوه
آیینه ای که دم به دم با تو نشسته روبروت
تو جونمی؛تو عشقمی؛قشنگترین بهانه ای
برای زنده بودنم تو بهترین نشونه ای
تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی
نبودی از تنم جدا که پاره تنم شدی
پرنده قشنگ من؛اگه بیای بهار میاد
برای این شکست دل؛تو سینه باز قرار میاد
ستارها پایین میان؛دوباره باز سحر میشه
از آسمونو از زمین به من میگن به یاد بیار…
وقتی که من عاشق شدم؛با همه بودو نبود
تو خوابوتو بیداریام؛نقش دو تا چشم تو بود
من همه جا کنار تو؛سایه به سایه؛کوه به کوه
آیینه ای که دم به دم با تو نشسته روبروت
تو جونمی؛تو عشقمی؛قشنگترین بهانه ای
برای زنده بودنم تو بهترین نشونه ای
تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی
نبودی از تنم جدا که پاره تنم شدی.

بازم برای شماییکه…
تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است.
تحمل اندوه از گدایی همهی شادی ها آسانتر است.
سهل است که انسان بمیرد
تا انکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد.
مگر پوزش؛فرزند فروتن انحراف نیست؟
بگذار که انتظار؛
فرسودگی بیافریند؛
زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد.
دستمال های مرطوب تسکین دهنده ی درد های بزرگ نیستند.

…اکنون که اصوات ناخوشایند در تو فرو می ریزد و بیدار نشسته یی؛
به یاد داشته باش که یک مرد؛
عشق را پاس می دارد؛
یک مرد هر چه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد؛
آنچه فدا کردنی ست فدا میکند؛
آنچه شکستنی ست می شکند؛
وآنچه را که تحمل سوز است تحمل میکند؛
اما هرگز؛……….

بدانید؛ نکته ای ماندنی:
اگر دوست داشتن؛
به یک مجموعه خاطره ی مجرد تبدیل شود؛
دیگر این خاطرات؛
از جنس عشق و دوست داشتن نیستند؛
و از آنجا که انسان؛
محتاج دوست داشتن است و دوست داشته شدن؛
در این حال؛
علیرغم زیبایی خاطرات؛ انسان محتاج؛
به دوست داشتنی نو؛ دوست داشتنی دیگر؛ نیازمند می شود
و پناه می برد؛
و این؛ عشق نخستین را ویران می کند؛
بی آنکه عشق دوم بتواند قطره یی از خلوص را در خود داشته باشد؛
و عمیق باشد و با معنا؛
و عطر و رنگ و شفافی و جلای عشق نخستین را داشته باشد.
فقط یک بار می توان عاشق شد؛
بار دوم؛ دیگر خبر از جنس اصل نیست……(در این مورد شک نکنید.)